دو ساعت زیر دوش آب سرد بودم ولی هنوز از عرق لبریزم لباسمو در میارم و میرم زیر کولری که روی 18 درجه تنظیمش کردم دراز می کشم ..... بی اختیار گریه ام می گیرد و شروع به راه رفتن توی اتاق می کنم از خارش زیاد تمام تنم را زخم کردم . وقتی عرق سرد از روی خراش های پوستم راه می رود تمام وجودم میسوزد .... از تاریکی امشب بدم می آید چراغ ها را روشن می کنم تا از شر تاریکی رها شوم . از نور زیاد هم عصبی میشوم و سقوط آزاد...
ما را در سایت سقوط آزاد دنبال میکنید
برچسب: لبریز,کثافت,همچون,نویسنده, نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:36